محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1260

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« و بايد كه خمس خدا را از غنايم بگيرد و زكات مقرر مؤمنان را « دريافت دارد از حاصل آبى ده يك و از حاصل ديم و مشروب چاه نيم ده « يك و از هر ده شتر دو بز و از هر بيست شتر چهار بز و از هر چهل گاو يك « گاو و از هر سى گاو يك گوساله نر يا ماده و از هر چهل گوسفند يك بز » « خداى در كار زكات بر مؤمنان چنين مقرر داشته . و هر كه نيكى « افزايد براى او نيك باشد و هر يهودى و نصرانى كه به اعتقاد خالص مسلمان « شود و دين اسلام گيرد جزو مؤمنان است و حقوق و تكاليف ايشان دارد و « هر كه بر نصرانيگرى يا يهوديگرى خويش بماند او را از دينش نگردانند « و بر هر بالغ زن يا مرد يابنده يك دينار كامل يا معادل آن جامه ، مقرر است ، « و هر كه بپردازد در پناه خدا و پناه پيمبر خدا باشد و هر كه نپردازد دشمن « خدا و پيمبر خدا و همهء مؤمنان است . » واقدى گويد : هنگامى كه پيمبر خداى صلى الله عليه و سلم درگذشت ، عمرو بن حزم عامل وى در نجران بود . گويد : در همين سال در ماه شوال فرستادگان قوم سلامان كه هفت كس بودند به سالارى حبيب سلامانى پيش پيمبر خداى آمدند . و هم در اين سال ، در ماه رمضان ، فرستادگان قبيلهء غسان بيامدند . و هم در اين سال ، در ماه رمضان ، فرستادگان طايفهء غامد بيامدند . و هم در اين سال فرستادگان قبيلهء ازد كه ده و چند كس بودند به سالارى صرد بن عبد الله ازدى با گروهى از ازديان پيش پيمبر خدا آمد و اسلام آورد و مسلمانى پاك اعتقاد شد و پيمبر خدا سالارى مسلمانان قوم را به دو داد و گفت به كمك مسلمانان خاندان خود با مشركان قبايل يمن جهاد كند و صرد بن عبد الله به فرمان پيمبر با سپاهى برفت و نزديك جرش فرود آمد كه شهرى محصور بود و قبايل يمن آنجا بودند و قبيلهء خثعم نيز هنگام اطلاع از آمدن مسلمانان به آنها پيوسته و به شهر رفته بودند .